تاریخ انتشار : جمعه 12 آوریل 2024 - 13:21
کد خبر : 9087

مناطق آسیا بررسی می کند

اقتصاد هنر در ایران

اقتصاد هنر در ایران

پروفسور حسن امین – سخن را از اینجا شروع می کنم که تمدن جهان مدیون مدیریت صحیح اقتصادی بوده است‌. هنر هم با اقتصاد رابطه تنگاتنگ دارد. هم ایجاد اثر هنری مستلزم حداقل های مالی و مادی است و هم تولید، عرضه، فروش و صدور آثار هنری موجب شکوفایی اقتصاد می شود. از روزگاران کهن،

پروفسور حسن امین – سخن را از اینجا شروع می کنم که تمدن جهان مدیون مدیریت صحیح اقتصادی بوده است‌. هنر هم با اقتصاد رابطه تنگاتنگ دارد. هم ایجاد اثر هنری مستلزم حداقل های مالی و مادی است و هم تولید، عرضه، فروش و صدور آثار هنری موجب شکوفایی اقتصاد می شود.
از روزگاران کهن، جهان ایرانی که از چین تا آسیای صغیر و از فرا رود تا میان رودان گسترده بود، گهواره فرهنگ و هنر بوده است. در ایران فرهنگی اقتصاد هنر، در دو بخش دولتی و مردمی از هم جدا بود. هنرمندی که مورد حمایت دولت بود، به عکس هنرمند مردمی، از جایزه و صله کلان و مستمری و حقوق زیاد برخوردار می شد. موسیقی دانان بزرگ عصر ساسانی، بویژه در عصر خسروپرویز از جهت مادی و معنوی در تراز برترین ها بودند، اما مثلا هنرمندان موسیقی دوره گرد مردمی، به سختی امرار معاش می کردند.
شاید در زمینه هنر شعر که همیشه با موسیقی در آمیخته بود، بتوان شواهد تاریخی بیشتری به دست داد. در عصر سامانیان رودکی چنگ برگرفت و نواخت. او به اعتراف خودش در قصیده « مرا بسود و فرو ریخت. هرچه دندان بود» بر اثر صله های آل سامان، به تمول وتمکن مادی زیادی دست یافته بود. همچنین، عنصری ملک الشعرای سلطان محمود غزنوی به روایت خاقانی، دیگ و دیگچه آشپزخانه اش از نقره و ظروف غذاخوری اش از طلا بوده است.این اقتصاد حمایتی هنر به وابستگی هنرمند به قدرت منجر می شود و در نهایت از خلاقیت هنرمند می کاهد و هنرمندان غیر وابسته را از فرصت رقابت محروم می کند. چیزی که در مورد فردوسی خالق شاهنامه اتفاق افتاد. فردوسی که در سر پیری شاهنامه را بر سلطان محمود غزنوی عرضه کرد، از جایزه و صله شاه بی بهره ماند.
امروز اقتصاد هنر بر اساس حمایت دولتی ناکارآمد تشخیص داده شده است. در سیستم های سیاسی سوسیالیستی هنر در خدمت قدرت سیاسی و هنرمند مورد حمایت حاکمیت بود، اما به خلق آثار جاویدان نینجامید. هنرمند باید آزاد و مختار باشد تا اثری ماندگار بیافریند.
دومین نکته مهم این است که اقتصاد، دنیای دیگری است. اصل عرضه و تقاضا در اقتصاد بازار، حاکم است. اما هنرمند به خلاف هر تولید کننده دیگر، اثر هنری را به ذوق خودش می آفریند، اگر آن را به ذائقه و دلخواه و به عبارت دیگر بر اساس تقاضای بازار و ذوق و پسند مشتریان و متقاضیان بسازد و عرضه کند، به یک صنعتگر و تولیدی تنزل پیدا می کند.‌ اینجاست که خلق آثار هنری در مرحله اول تابع قاعده عرضه و تقاضا نیست.
نکته سوم، این است که آثار هنری در بین اکثریت شهروندان هر کشور، یک لاکچری است و مصرف عمومی ندارد. اساساً خرید آثار هنری در کشوری مانند ایران به طور عام، بخشی از سبد هزینه زندگی خانواده معمولی ایرانی نیست. از قدیم تنها هنری که در اقتصاد ایران، جنبه مصرف عمومی داشته است، فرش دست بافت و معماری بوده است که آنها هم در سطح کلان بیش از آن که به ارزش هنری شات معطوف باشد، جنبه! استفاده عملی و کاربردی داشته است و به بافندگان فرش و معماران و سفالگران و کاشی کاران و نقاشان ساختمان یا آینه کاران و میناکاران یا درودگران نه به عنوان هنرمند بلکه به عنوان کارگر ماهر و استادکار توجه می شده است.
نکته چهارم، آن است که نوعا هنرمندان خودشان زیاد اهل اقتصاد نیستند و سود اصلی را از فروش آثارشان نمی برند. اینجا نقش واسطه ها، گالری ها و حراج خانه ها و مجموعه داران که فکر اقتصادی دارند، بارزتر و مؤثرتر از خود هنرمندان است‌.
هنر مند ایرانی نیاز به حمایت دارد و نخستین و بهترین حمایت هم ایجاد جامعه ای باز و آزاد و مرفه است که قادر به سرمایه‌گذاری مستقیم در هنر باشد‌. آنچه برای ما افتخار آفرین است، این است که تولیدات هنری ایرانیان هنرمند بتواند نه تنها در داخل بلکه در خارج از کشور هم به آسانی عرضه شود و صدور آثار هنرمندان ایرانی هم ارز خارجی به کشور برگرداند و هم به عنوان بخشی از دیپلماسی فرهنگی و هنری، موجبات همدلی بین مردم هنرپرور ایران و شهروندان هنردوست جهان را (فارغ از مسایل سیاسی در سطح رسمی دولت ایران و دیگر دولت های دور و نزدیک ) را فراهم کند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.